چه خوب است نعمت فراموشی ! برای فراموش کردن لحظه از دست دادن یک شانس بزرگ.
لحظه ها در پی هم می گذرند و میان آنها تو فقط می مانی؛لحظه ای با من باش، تا ابد در دل من مهمانی.

جزیره من ...
یادگار دوران دبیرستان من ... کم لطفیه میهن بلاگ بود که آرشیو این وبلاگ که از مرداد 84 بود رو پاک کرد ... مرداد 84 تابستونی بود که میرفتم اول دبیرستان ... پست قبلی هم که مال مهر 87 بود ( پیش دانشگاهی )
کوشا
متولد یکی از سرسبز ترین روزهای سال
بهار را دوست دارم
چنانکه باران
شب برفی
شب های زادگاهم ، تهران
جنگل
و کسی که شاید در آسمون هاست...
اما اینها چه فایده؟!؟!
تا زمانی که قفل واقعیتی است
که در بر هر گشایشی میبندند
وقلب، عضله ای است
که برای زندگی بس نیست
اما هنوز آن روز را انتظار می کشد
اینچنین باید شود
که قفل افسانه ای باشد و قلب عضله ای برای زندگی کافی...